زندگي جاودانه ( كميجان )   

  هر دم از اين باغ گلي مي برند ..........تازه شكفته نوگلي مي برند .......گرگ اجل بين كه چه با اشتها.........پيكر ياران مرا مي درند.....دختركان يتيم و بيكس شدند ..... مادرشان ببين كه بي همسرند .....گشته پسر درغم بابش غمين ..... جمع كثيري است كه بي مادرند ..... راه درازي است ولي يكسره .....راهي كه بي منتهي و بي سرند .... جملگي از اين گذر سهمناك ..... جان نتوانند كه تا در برند ...... سر بنهند عاقبت اندر كفش ..... جان بدهند و جسم با خود برند..... هيچكسي نپايد اندر جهان ..... جمله كسان مسافر اين درند ..... نوبت ما روز و شبي مي رسد ..... عاقبتم به سوي عقبا برند ......دست تطاول گر باد و تگرگ.........حمله بزد بر سر هر شاخ و برگ......بلبل بيچاره ز گلبن پريد....پيرهن شكوفه از هم دريد

  تماس با من

  آرشيو

  ابزار و امکانات

 

لوگوي وبلاگ شما


:حضور و غياب

  بچه هاي خوب

كميجان خبر


كميجان 1

عاقبت به خير

درباره نويسنده

شعر كميجان

حاج رضوان

زندگي جاودانه

چؤگور

ملاير

آب و هوا

دائرة‌المعارف کميجان



انساب كميجان

ايل‌هاي برچلو و بزچلو

تاريخ و جغرافياي كميجان

تعزيه‌خواني در كميجان

داداشعلی كلوانی

شهداي كميجان

عراقي - شاعر كميجان

فرهنگ و آداب كميجان

گؤللر و قوش دره

مشهدي تقي جاويد

نامداران كميجان

درباره نويسنده

1 كميجان

تصاوير کميجان



Komijan2002

Komijan View

Komijan Home Pages


GeoCities

IranSeek

Ryze

WebSpawner

لينك اول

لينك دوم

لينك سوم

  صاحبخونه

 

 

  حاج علی آقا آقاجانی درگذشت

 

آقای حاج علی آقا آقاجانی درگذشت

حاج علی آقاجانی معروف به کمندعلی فرزند مشهدی حسینعلی آقاجانی از نوادگان مرحوم حاج آقاجان عیسی آبادی بودند که از سالها قبل و شاید از دوران نوجوانی در خدمت خانم بیات در اراک بسر میبرد  و به واسطه حضور ایشان در اراک بود که اخوانش نیز بمرور به آن شهر مهاجرت نمودند .

حاج علی آقاجانی (ابوالشهید ) که بزرگ خاندان آقاجانی های عیسی آباد بودند  ، در اواخر دیماه در اراک جان به جان آفرین تسلیم نمود و بدینوسیله مصیبت وارده را به اخوان و خواهران و پسران و فرزندانش و همسر گرامیشان و کلیه بستگانش تسلیت عرض می نمایم .

Mohammad Komijani

آنچه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  میرزا جعفرآقا نوروزی درگذشت

 

آقای میرزا جعفرآقا نوروزی دار فانی را وداع گفت

میرزا جعفرآقا یکی از ذاکران امام حسین بود که در تعزیه های عیسی آباد  و کمیجان  تعزیه خوانی میکرد وی که بیش از یکسال بود که بیمار بود  در دیماه سال جاری جان به جان آفرین تسلیم کرد .

میرزا جعفرآقا فرزند ابوالحسن نوروزی بوده و از نوادگان مرحوم حاج آقاجان عیسی آبادی بودند ، درگذشت وی را که مصیبتی بزرگ برای خاندان نوروزی میباشد به فرزندانش و برادرانش و خواهران و بستگانش تسلیت عرض می نمایم  .

Mohammad Komijani

آنچه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  کوتاهی و قصور از بنده ست

 

شاید یکی از وبلاگیهایی که خیلی به بروز کردنش علاقمند نیستم همین وبلاگ خبررسانی در مورد مرگ و میر و اموات مردم کمیجان و همشهریان کمیجانی مقیم در تهران و سایر شهرستانها میباشد ، دلیل آنهم خیلی ساده س ، آدم خیلی مایل نیست که خبر رسان وقایع دردناک و شوم باشد .

یک دلیلش هم شاید بخاطر دل مادرم باشد .

چون هربار که به پدر و مادرم زنگ میزدم و از پدرم جویای حال همشهریان میشدم و از اون در مورد وقایع محل سئوال میکردم ،‌مادرم به او اعتراض میکرد که تو چرا همه ش اخبار مرگ و میر همشهری ها را بهش میدهی ؟

دیگه نمیخواد اینکارو بکنی .

نتیجه ش اینشد که بهترین خبررسان من در این مورد که پدرم حاج مسیب جاویدراد دام عزه میباشد و چنانچه در محل حضور داشته باشد و در سفرهای زیارتی و غیره نباشد حتما در تمامی مراحل و مراسم اموات و دلجویی از بازماندگان حضور پیدا میکند و  امیدوارم سایه ش همیشه بر سر ما پایدار باشد از خبر رسانی خودداری نمود .

بهمین دلیل بسیار ساده بروز کردن این وبلاگ کمی با اشکال مواجه شده است و

البته امیدوارم خداوند به همه عزیزان همشهری عمر با عزت و افتخار نصیب کند و بنده هم خبر فوت کسی را نداشته باشم .

 

Mohammad Komijani

آنچه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  تسلیت به شیخ اصغر

 
باخبر شدیم که دیروز(دوشنبه) مادر گرامی حجت الاسلام و المسلمین حاج شیخ علی اصغر کمیجانی امام جمعه موقت شهر کمیجان دار فانی را ودا گفته و به دیار باقی شتافتند.

 کمیجان خبر مصیبت وارده را به ایشان به عنوان یکی از مسئولان دلسوز شهرستان کمیجان تسلیت عرض می نماید.

بنده نیز به نوبه ی خودم درگذشت آن بانوی محترم و زحمتکش و گرامی را به فرزندانش علی الخصوص به برادر بزرگوار حاج شیخ علی اصغر و اخوی گرامیشان شیخ اکبر تسلیت میگویم .

از درگاه خداوند منان برای آن مرحومه غفران و برای بازماندگانش صبر جمیل و اجر جزیل طلب میکنم  .

 

Mohammad Komijani

آنچه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  شعر گرگ اجل

 

این چند بیت شعر را در مورد اجل که مانند گرگی وحشی و درنده به جان دوستان و آشنایان می افتد نوشته ام :

گلی از باغ یارانم جدا شد

هر دم از این باغ گلی می برند

تازه شکفته نوگلی می برند

گرگ اجل بین که چه با اشتها

پیکر یاران مرا می درند

مشتری مرگ چو وقتش رسید

جان عزیزان به بها می خرند

مانده ، نظر به جای خالی کنم

منظر حق است و رقم می خورند

دخترکان یتیم و بی کس شوند

مادرشان ببین که بی همسرند

گشته پسر در غم بابش غمین

جمع کثیری است که بی مادرند

راه درازی است ولی یکسره

راهی که بی منتهی و بی سرند

جملگی از این گذر سهمناک

جان نتوانند که تا در برند

سر بنهند عاقبت اندر کفش

جان بدهند و جسم باخود برند

نوبت ماباش که روزی رسد

عاقبتم به سوی عقبا برند

روز و شبی نوبت ماهم رسد

مرد و زن و پیر و جوان را برند

هیچکسی نپاید اندر جهان

جمله کسان مسافر این درند

 

محمد کمیجانی ( جاویدراد )

Mohammad Komijani

آنچه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  ماجرای خیاط و کوزه

 

این یادداشت را برای وبلاگ زندگی جاودانه کمیجان نوشته بودم ولی از وبلاگ نسیم کمیجان سر در آورده بود ولی امروز رفتم و گوشش رو گرفتم آوردم سر جای خودش :

با سلام

البته هرچه این وبلاگ دیر به دیر به روز شود من بیشتر خوشحال می شوم .

چرا که به مرگ و میر دوستان و عزیزان هیچ علاقه ای ندارم . و خودم هم باندازه

کافی وبلاگ دارم و گرفتاریهای وبلاگ نویسی را دارم ولی قصدم از این وبلاگ اطلاع

رسانی بوده است .

می گویند در بازار مرد خیاطی بود که کوزه کهنه ای در مغازه اش گذاشته بود و هنگامی

که مرده ای را از مقابل مغازه اش تشییع می کردند یک سنگ ریزه در کوزه می انداخت .

و می گفت فلانی هم در کوزه افتاد .

روزی یکی از مشتری هایش به درب مغازه خیاط آمد و وقتی درب مغازه را بسته یافت

از همسایگانش علت را پرسید .

یکی از همسایگان گفت :

بیچاره خیاط هم در کوزه افتاد .

بنابراین من که در اینجا نشسته ام و اعلامیه دیگران را می نویسم و جلوی اسم آنها را

تیک می زنم عنقریب روزی خواهد رسید که بنویسند وبلاگ نویس هم در کوزه افتاد .

ولی حالا تا روزی که در کوزه نیفتاده ام در خدمت شما دوستان هستم و اطلاع

رسانی خواهم کرد .

لطفا به سایر وبلاگهای کمیجان سر بزنید و مرا در آنجا ملاقات کنید . خوشحال

می شوم .

Mohammad Komijani

آنچه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  نزدیک 40 روز از فوت یحیی محمدی کمیجانی گذشت

 

نزدیک 40 روز از فوت یحیی محمدی کمیجانی گذشت

من نمیتوان آنچا را که یحیی در طول زندگی انجان داده را بشمارم ولی اون یکی از تعزیه خوانان معروف کمیجان بود که پس از مهاجرت به تهران و سکونت در منظقه ابراهیم آباد و یافت آباد بازهم تعزیه خوانی را از سر گرفت .

خدا رحمتش کند

Mohammad Komijani

آنچه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  غفلت موجب پشیمانی است شما را بخدا مراقب باشیم

 

 

زمستان در پیش است و فصل سرما کم کم دارد میرسد .

 

وقوع حوادث جانسوز و تاسف بار گازگرفتگی خانواده ها و جوانان بویژه در فصل سرد و زمستان همیشه به ما این تذکر را میدهد که در این فصل که نیاز به لوازم گرمایشی است مراقب خود و اطرافیانمان باشیم .  

 ضمن اعلام تسلیت و تعزیت خود و خانواده ام به عزیزان مصیبت دیده که در غمشان شریک هستیم ، از این فرصت استفاده نموده وبا کمال شرمندگی یادآور میشوم که اینگونه حوادث شاید برای هریک از خوانندگان این وبلاگ تجربه شده باشد ولی من شخصاٌ این دومین حادثه در عرض سه سال اخیر برای بستگان و آشنایان نزدیک اینجانب است که در اثر غفلت و خطای انسانی خودمان بروز میکند و این چنین جوانان برومند و عزیزی را بزیر خاک می کشد و خانواده های بسیاری را داغدار میکند ، شما را بخدا در فصل سرما مراقب خود و اعضای خانواده باشید و از رعایت ایمنی غفلت و و در تامین لوازم و وسایل گرمایشی مطمئن و ایمن کوتاهی نکنید .

 

Mohammad Komijani

آنچه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  تسلیت به خانواده های حسینی کمیجان

 

 

با نهایت تاسف و تاثر مصیبت جانگداز از دست رفتن جوان ناکام سید مصطفی حسینی کمیجانی فرزند سید رضا حسینی را که در اثر نشت گاز و مسمومیت گاز گرفتگی دچار خفگی گردیده و از دنیا رفته به خانواده های محترم حسینی ، آسیدعباس ، آسید رضا و آسید محمد ، آسید محمود حسینی و آسید حسین و آسید حسن و آسید علی و عمه و مادر و مادربزرگ و دایی ها و همچنین به کلیه بستگان سببی و نسبی تسلیت عرض نموده و از درگاه ایزد منان برای آن مرحوم آمرزش الهی و برای بازماندگانش صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت دارم ..

امیدوارم که آن جوان مؤدب و برومند که بدلیل این حادثه جانگداز جان بجان آفرین تسلیم کرده است با علی اکبر حسین (ع) محشور شود .

 

Mohammad Komijani

آنچه ميخواهد دل تنگت بگو

 

  سید مصطفی حسینی کمیجانی در اثر نشت گازجان باخت

 

 

با نهایت تاثر و تاسف امروز ١٣/٨/٨٨ خبری را دریافت کردم و آنهم اینکه سید مصطفی حسینی کمیجانی فرزند سید رضا حسینی دیشب در اثر نشت گاز و مسمومیت گاز گرفتگی دچار خفگی گردیده و آن جوان ناکام در اثر این حادثه جان باخت .

امیدوارم که آن جوان مؤدب و برومند که بدلیل این حادثه جانگداز جان بجان آفرین تسلیم کرده است با علی اکبر حسین (ع) محشور شود .

وقوع این حادثه جانسوز و تاسف بار را به خانواده های محترم حسینی ، آسیدعباس ، آسید رضا و آسید محمد ، آسید محمود حسینی و سایر عموها و دایی ها و همچنین به والده اش و کلیه بستگان سببی و نسبی تسلیت عرض نموده و از درگاه ایزد منان برای بازماندگانش صبر جمیل و اجر جزیل مسئلت دارم .

بنا به اطلاع واصله مجلس ختم آن مرحوم فردا پنجشنبه 14/8/88 در محله سراب شهرستان کمیجان برگزار میگردد ، از عزیزان که بهر نحوی مطلع میشوند انتظار دارم با حضور خود در آن مجلس و قرائت فاتحه ،‌موجبات شادی روح آن جوان ناکام و همچنین با عرض سرسلامتی موجب آرامش خاطر بازماندگان شوند .

 

اما ضمن اعلام تسلیت و تعزیت خود و خانواده ام به عزیزان مصیبت دیده که در غمشان شریک هستیم ، از این فرصت استفاده نموده وبا کمال شرمندگی یادآور میشوم که این حادثه شاید دومین حادثه در عرض سه سال اخیر برای بستگان و آشنایان نزدیک اینجانب است که در اثر غفلت و خطای انسانی خودمان بروز میکند و این چنین جوانان برومند و عزیزی را بزیر خاک می کشد و خانواده های بسیاری را داغدار میکند ، شما را بخدا در فصل سرما مراقب خود و اعضای خانواده باشید و از رعایت ایمنی غفلت و و در تامین لوازم و وسایل گرمایشی مطمئن و ایمن کوتاهی نکنید .

 

Mohammad Komijani

آنچه ميخواهد دل تنگت بگو